امنیتیسیاسیمقالات

استراتژی چوپان دروغگو

بسمه تعالی

 

دولت آمریکا از ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی تا کنون همواره در تلاش برای سرنگونی نظام مردمی بوده و خواهد بود. پس از توافق هسته ای موسوم به برجام، آمریکا راههای منتهی به سرنگونی را هموار نموده و ضمن تلاش برای حذف فن آوری هسته ای در داخل کشور، برنامه جاسوسی از توان نظامی ایران به عنوان بازدید از مراکز نظامی مرتبط با فن آوری هسته ای را در داخل کشور دنبال کرد. پس از عدم موفقیت دشمن در بازدید از توان نظامی کشور و نابودی یکی از مراکز داعش توسط موشکهای تولید ایران دشمن را برای مذاکراتی تحت عنوان برجام موشکی ترغیب نمود. این در حقیقت همان برجام ۲ و ۳ می باشد که رئیس جمهور کشورمان پیشتر به آنها اشاره کرده بود.

پس از خروج آمریکا از برجام و تهدیدات ترامپ رئیس جمهور آمریکا در خصوص جلوگیری از صادرات نفت ایران و پاسخ شایسته رئیس جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان، آمریکا در صدد اجرایی کردن تهدیدات خود برآمده و ضمن رایزنی با کشورهای طرف معامله با ایران با هدف جایگزین کردن شریک تجاری دیگری بجای ایران، در تلاش است تا صادرات نفت ایران را به صفر برساند. تا از این طریق ایران را تحت فشار گذاشته تا ایران یا مجبور به مذاکره با آمریکا شده و توافق هسته ای را آنگونه که آمریکا می خواهد بپذیرد و یا با حمایت از اپوزیسیون برانداز اعتراضات داخلی را سازماندهی و اجرایی کند و از این طریق ایران را بین دو راهی سرنگونی نظام و یا مذاکره با آمریکا قرار دهد. دیدار مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا با آمریکایی های ایرانی تبار و سخنرانی وی در این نشست با اخباری که توسط منافقین در اختیار وی قرار گرفته است خود بیانگر جدی بودن تلاش آمریکا برای فشار روی ایران از طرق مختلف برای کشاندن ایران پای میز مذاکره و توافق باب میل آمریکا می باشد.

داستانی در زمان کودکی و همچنین هم اینک به کودکان و نوجوانان آموزش داده می شود در مذمت دروغ بنام چوپان دروغگو. در این داستان چوپانی از سر بی حوصلگی به دروغ فریاد گرگ آمد سر می دهد تا مردم  را برای تفریح بفریبد. بعد از چندین بار که این عمل را انجام می دهد مردم دیگر سخنان او را قبول نمی کنند. و زمانیکه گرگ به گله حمله می کند مردم سخنان چوپان را باور ننموده و به وی کمکی نمی کنند. با استناد به این داستان و در حوزه نبرد فی مابین ایران و آمریکا می توان از این داستان به جهت تخریب چهره بین المللی آمریکا استفاده نمود.

 

وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه ای با خبرنگاران پنتاگون در تاریخ ۵ مرداد ۹۷ اعلام کرد که آمریکا به دنبال براندازی و تغییر رژیم تهران نیست بلکه هدف اصلی تغییر رفتار جمهوری اسلامی در منطقه است. این در حالیست که وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی که برای ایرانیان مقیم آمریکا ( آمریکایی های ایرانی تبار) رسما اعلام کرد که آمریکا در کنار مردم ایران است و از اعتراضات خیابانی مردم ایران حمایت می کند. این دوگانگی در حالی اتفاق می افتد که شبکه تلویزیونی ای بی سی استرالیا در روز شنبه ۶ مرداد خبر از آمادگی نظامی آمریکا برای حمله به تاسیسات اتمی ایران داده و انجام این عملیات را ماه آینده پیش بینی نموده است که با تکذیب پنتاگون همراه شد. از سویی دیگر ترامپ بدنبال ایجاد نیروی نظامی جدیدی بنام ناتوی عربی است. همزمان رژیم صهیونیستی هم اعلام کرده برای بمباران تاسیسات هسته ای ایران در آمادگی کامل به سر می برد.

حمایتی که اپوزیسیون برانداز از دیرباز از قدرتهای جهان به خصوص آمریکا می خواهد حمایت هوایی از معترضین می باشد همانند آنچه که در لیبی شاهدش بودیم. اپوزیسیون با اشتباه محاسباتی که همیشه داشته و خواهد داشت؛ اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران را حامی خود می داند. به همین دلیل به سرانجام عملکرد خویش اعتماد کامل دارد. ضمن اینکه از گوشه کنار هم خبرهایی مبنی بر مسلح ساختن معترضین توسط عربستان و اسرائیل (از طریق کردستان عراق) در شهرهای کشور منتشر شده است که نتیجه ای جز سوریه ای شدن ایران در داخل و صدامیزه شدن ایران در معاملات بین المللی نخواهد داشت.

در داستان چوپان دروغگو ما با چهار فاکتور روبرو هستیم: چوپان، گله گوسفندان، اهالی آبادی و گرگ

بر اساس تقسیم بندی بازیگران در این استراتژی آمریکا در نقش چوپان، ایران در نقش گرگ، اسرائیل و عربستان در نقش گله گوسفندان و سایر کشورهای جهان در نقش اهالی آبادی بازی می کنند.

 

نقش چوپان:

در این بازی آمریکا نقش چوپان را عهده دار خواهد بود. چوپانی که نه از سر تفریح بلکه برای حفظ قدرت و هژمونی خود در سرتاسر جهان اقدام به دروغگویی می کند. این دروغگویی که تا کنون باعث کشته شدن میلیونها نفر در عراق و افغانستان شده است و روزانه جان تعدادی انسان بی گناه را می گیرد در صورتی که مدیریت شود می تواند ما را به هدف این دکترین نه تنها نزدیک بلکه برای رسیدن به اهداف دیگر از این هدف عبور دهد. این مدیریت می تواند از طریق شناسایی جاسوسان آمریکا، آزاد گذاشتن آنان در مخابره و مدیریت اطلاعاتی که مخابره می کنند صورت پذیرد.

بازی سکه: هر سکه ای از ارزش برخوردار است و میزان ارزش سکه است که اهمیت آن را تعیین می کند. هر سکه دو رو دارد و سکه از هر رو دیده بشود از ارزش آن کاسته نخواهد شد. ما می توانیم با مثلث عبری-عربی-غربی و سایر کشورهای جهان همانند سکه رفتار کنیم. در این بازی اعتماد به ما یا عدم اعتماد به آمریکا از ارزش سکه نخواهد کاست. باید گونه ای رفتار شود که اعتماد جهانی به ما معنای عدم اعتماد به آمریکا و بالعکس را تفهیم کند. این اعتماد و یا عدم اعتماد از ارزش ما نخواهد کاست. در صورتیکه خود از ارزش خود نکاهیم و با مفسدان اقتصادی در هر پست و مقامی برخوردی قاطعانه و از موضع قدرت در چهارچوب ارزش مداری صورت گیرد.

نقش گرگ

در این داستان راهبردی ایران در نقش گرگ ظاهر می شود. گرگی با عملیات های کوچک و نامحسوس به طوری که تنها گرگ و چوپان از آمران و عاملان این عملیات با خبر باشند. این گونه عملیاتها ضمن اینکه باید در حدی باشد که صدای اعتراض چوپان در مجامع بین المللی را دربیاورد؛ باید طوری طراحی و اجرا شود که علی الظاهر عامل و آمری نداشته باشد و یا اثبات دست داشتن ایران در این عملیاتها ممکن نباشد و در صورت مطرح شدن آن توسط چوپان گرگ بتواند بی گناهی خود را اثبات کند. از این طریق می توان کلید عدم باور و عدم اعتماد به آمریکا را در مجامع بین المللی در قفل ساخت ایران پیچاند و این قفل را باز نمود.

گله گوسفندان

 چوپان وظیفه ای برای خود تعریف نموده است و آن امنیت و تغذیه گله گوسفندان است. اصولا هر کشوری که ارتش آمریکا به بهانه حفاظت امنیت آن کشور در آن پایگاه نظامی دارد را می توان به گوسفند تشبیه نمود. این گوسفندان را می توان گوسفندان استراتژیک نامید. این گوسفندان در حقیقت ابزار دست چوپان برای اهالی دهکده می باشد. چوپان از طریق هدایت گوسفندان – در حالیکه یکی از منابع درآمد چوپان می باشند – به چراگاه هایی که در قلمرو گرگ می باشد، هم توان گرگ را می سنجد و هم قدرت هدایت خود را به گرگ نشان می دهد و همچنین لزوم حفاظت چوپان از گله گوسفندان را حفظ می کند. چوپان به خوبی می داند که گوسفندان توانایی مقابله با گرگ را ندارند اما برای تحریک و محکومیت گرگ این گوسفندان را به میدان می فرستد. پس از تحریک و واکنش گرگ چوپان گرگ را متهم به سلاخی گوسفندان نموده و از این طریق برای اقدامات خود در چراگاه های قلمرو گرگ مشروعیت بدست می آورد. در این بازی عربستان سعودی و امارات متحده عربی را می توان بعنوان گوسفندان استراتژیک به حساب آورد. این در حالیست که چوپان خود را صاحب و مالک گوسفندان بداند و اینگونه به گوسفندان القاء کند که وی حافظ امنیت آنان است.

اهالی آبادی

کشورهای منطقه و آن دسته از کشورهایی که آمریکا در آن پایگاه ندارد و یا پایگاه غیرفعال دارد را می توان در مجموعه اهالی آبادی تعریف نمود. کشورهایی که باید چوپان را در پیشبرد اهدافش کمک کنند اما منافع آنها در عدم همراهی چوپان می باشد. کشورهایی که بنا به مصالح و منافع ملی خود در تلاش هستند تا خود حافظ امنیت خود باشند و کنترل شدیدی بر پایگاه های نظامی چوپان دارند نیز می توان در این دسته جای داد. برای اهالی آبادی دروغگویی چوپان باید محرز شود و دیوار بی اعتمادی بلندی بین آنان و چوپان کشیده شود. از این رو می توان با عملیات های رسانه ای و اطلاعاتی در چهارچوب بازی سکه اهالی آبادی را به باور دروغگو بودن چوپان رسانید. باید تلاش نمود تا نه تنها زمان حمله گرگ به گوسفندان استراتژیک، هیچ عکس العمل و یا واکنشی از جانب اهالی آبادی انجام نپذیرد؛ بلکه آن دسته از اهالی آبادی که از دریده شدن گوسفندان سود می برند را نیز با خود همراه نمود. اگرچه درصد این همراهی بسیار پایین خواهد بود اما می توان امید داشت که حداقل دیوار بی اعتمادی بین آن کشورها با چوپان کشیده شود.

هدف اصلی این استراتژی و استراتژی های آتی، پایان دادن به حکومت یهود بر جهان به وسیله چوپان می باشد. در پروتکل اول صهیون مکتوب شده است حق یعنی زور؛ در نظام سیاسی یهود (نظام سیاسی آمریکا) حق اینچنین تعبیر شده است: « من هرآنچه را که می خواهم به من بده؛ چون من از تو قویترم. نیازی نیست ثابت کنم حق از آن کیست.» برای شکستن این حق باید اثبات نمود که چوپان قوی نیست بلکه تنها از طریق دروغ و اغوای بشریت است که به آقایی و سروری جهان دست یافته است. تابوی شکست ناپذیری چوپان باید شکسته شود همانگونه که دژ صهیونیسم در جنگهای ۲۲ روزه و ۳۳ روزه توسط حزب الله لبنان شکسته شد.  ما براین باوریم که شیعه حتی آب خوردنش هم سیاسی است و با تاسی به بستن آب بر روی لشکریان سیدالشهداء (ع) می توانیم شریانهای حیاتی گوسفندان استراتژیک را بسته و یا نابود کنیم.

ان شاءالله نه تنها هژمونی یهود در منطقه را نابود خواهیم نمود بلکه ارزش نفت در بازارهای جهانی را نیز ما تعیین خواهیم کرد اگر مدیران ارشد و مراکز تصمیم گیری در کشور به این باور برسند که ما می توانیم.

 

و من الله التوفیق

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن