دینیفرهنگیمقالات

هفت متعلق ايمان

الله، غیب، انبیاء، کتاب، قیامت، ملائکه، آیات الهی

هر فردی که خود را “مومن” می داند، شایسته است بداند که به چه گزاره یا گزاره هایی ایمان دارد که به او فرد مومن گفته می شود. بر اساس نصّ صریح قرآن حکیم ایمان و کفر، به هفت چیز تعلق می گیرد که به آن ها هفت متعلّق ایمان می گویند:

  • الله
  • غیب
  • انبیاء
  • کتاب
  • قیامت
  • ملائکه
  • آیات الهی

اگر چنانچه ایمان به هر یک از این هفت متعلّق نفی شود، در پی آن خواه ناخواه ایمان به اکثر متعلّقات دیگر نیز نفی می شود؛ به طور مثال فرد باید به غیب مومن باشد تا به الله، ملائک و… هم ایمان داشته باشد یا اگر کسی به وجود ملائک کافر باشد نمی تواند به کتاب، انبیا و … هم ایمان بیاورد.

ایمان در قرآن

در قرآن حدود ۸۸۰ آیه به­‌طور مستقیم از ماده «امن» استفاده کرده است. اگر متضادهای این ماده و نیز موارد دیگری که نزدیک به آن است در نظر بگیریم، هزاران آیه درباره موضوع ایمان است. این مسئله، نقش محوری ایمان را در آموزه­‌های قرآنی نشان می­‌دهد. هنگامی که اصول فضایل و اخلاق دینی را برشمرند، با وجود اختلاف نظر در مورد این اصول، در این‌­باره که ایمان یکی از این اصول، بلکه مهم‌ترین این اصول است اختلافی وجود ندارد. حال، چه این قضایا اصلی را ایمان، شکر و تقوا بدانیم، چه ایمان، امید و محبت، چه هر دسته­‌بندی دیگر. این مسئله، اهمیت محوری مفهوم ایمان را می­‌رساند.

با وجود این اهمیت محوری، نه قرآن کریم، و نه هیچ کتاب آسمانی دیگر، به تعریف صریح این مفهوم نپرداخته­‌اند. روش کتاب­‌های آسمانی این نیست که یک مفهوم را به صورت لفظی تعریف کنند. بلکه در عمل و با بیان ویژگی­‌ها و آثار این حقیقت، در مواضع و حالات مختلف، مخاطب را به فهمی متکامل از ایمان سوق می­‌دهند.

از سوی دیگر، مفهوم ایمان نیز از امور عینی مادی نیست که بتوان مصداقی از آن را پیش چشم مخاطب آورد. بلکه از مفاهیم انتزاعی و معنوی است که تعریف مصداقی آن‌­ها امکان­‌پذیر نیست.  در ادامه تعدادی از آیات قرآن کریم که در آن ها به متعلقات ایمان اشاره شده است آورده می شود:

 

1. ایمان به غیب

«الذین یؤمنون بالغیب» (بقره / ۳)

«غیب» مصدر فعل «غاب» و به معناى از دیده نهان شدن است؛ اما این واژه غالباً به معناى اسم فاعل خود؛ یعنى «غایب» به کار مى‌رود و منظور از «غایب» فقط نهان بودن از دیده نیست؛ بلکه منظور مطلق نهان شدن از حواس است.

در قرآن حدود شصت بار واژه غیب به کار رفته که در تقابل با عالم شهادت و به معناى اَخبار و امور نهان است که خداوند از آن‌ها آگاه است و مستقیماً با انسان ارتباطى ندارد. در قرآن تنها در یک آیه غیب به عنوان متعلّق ایمان ذکر شده است

(اگرچه در سراسر قرآن فراوان ایمان به مصادیق غیب، از قبیل اللّه و ملایکه ذکر شده است):

« الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلوهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ »(بقره / ۳)
«کسانى هستند که به غیب (آنچه از حس پوشیده و نهان است) ایمان مى‌آورند و نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه روزى‌شان کرده‌ایم انفاق مى‌کنند.»

در قرآن کریم در آغاز سوره‌ی مبارکه‌ی بقره به خصوصیات متّقین پرداخته و اوّلین صفت این پاک سیرتان را ایمان به غیب می شمارد.

غیب و شهود دو نقطه مقابل یکدیگرند. عالم شهود عالم محسوسات است و جهان غیب ماوراءِ حس، زیرا غیب در اصل به معنی چیزی است که پوشیده و پنهان است و چون عالم ماوراء محسوسات از حس ما پوشیده است به آن غیب گفته می شود. در قرآن کریم می خوانیم:

«عالم الغیب و الشهاده هو الرّحمن الرّحیم»

«خداوندی که به غیب و شهود پنهان و آشکار داناست و او است خداوند بخشنده و رحیم»

ایمان به غیب درست نخستین نقطه‌ای است که مؤمنان را از غیر آن‌ها جدا می‌کند و پیروان ادیان آسمانی را در برابر منکران خدا و وحی و قیامت قرار می‌دهد وبه همین دلیل نخست ویژگی پرهیزکاران ایمان به غیب ذکر شده است. برای ایمان و اعتقاد ما به عالم شهادت حواس ما کافی است اساساً این عالم از آن جهت شهادت نامیده شده است که ما با حواس خود با آن سر و کار داریم و محسوس و ملموس ما است پس نیازمند به معرف و معلمی برای اینکه به وجود چنین عالمی مؤمن بشویم نیستیم. نیازمندی ما به معلّم و تعلیم و تحقیق برای آشنا شدن بیشتر با حقایق آن است اما این حواس برای ایمان و اعتقاد به جهان غیب کافی نیست. برای ایمان و اعتقاد به جهان غیب قوّه‌ی عقل که خود مرتبه غیب وجود ما است باید دست به کار و فعالیت شود و یا قوه‌ای نهان‌تر و مخفی‌تر از عقل باید غیب را شهود کند.

2. ایمان به الله

در بسیارى از آیات، با تعابیر گوناگون، ایمان به «الله» ذکر شده است. بنابراین، قطعاً «الله» از متعلّقات ایمان، بلکه از نظر رتبه و درجه والاترین و مهم‌ترین متعلّق ایمان است؛ که بدون اعتقاد به او، ایمان محقق نمی‌شود. در بسیارى از آیات، ایمان به اللّه همراه با ایمان به آخرت و رسالت و سایر متعلّقات ایمان ذکر شده است و در بعضی موارد مطلق و به تنهایى آمده است.
از جمله آیه‌ی:

«وَ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یَعْمَلْ صَالِحاً یُدْخِلْهُ جَنَّات تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ…» (طلاق / ۱۱)
«و هر که به خدا ایمان آورد و کار شایسته کند، او را به بهشت‌هایى در آورد که از زیر آن‌ها جوى‌ها روان است.»

3. ایمان به فرشتگان و ملائکه

ایمان به ملائکه شامل همه‌ی فرشتگان الهی می‌شود که اصلی‌ترین آنها عبارت‌است از ایمان به جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل و کرام الکاتبین –علیهم السلام- . لازم به ذکر است که در اسلام مشخص می‌باشد که جنس ملائکه از نور و جنس شیطان از آتش است؛ بر خلاف مسیحیت و یهودیت که جنس فرشته و شیطان را بصورت مشترک گرفته‌اند لذا شاهدیم که این تفاوت ذاتی فرشتگان و شیاطین در فیلم‌ها و سریال‌های غربی به‌صورت عمدی و گاهی سهوا تفکیک نشده و مشخص نیست.

«لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ الْمِلاَئِکَهِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیین…» (بقره / ۱۷۷)
«نیکی(تنها) آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب (به هنگام نماز) کنید، بلکه نیکوکار کسی است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورده باشد . . .»

4. ایمان به پیامبران

که شامل همه انبیاء و پیامبران الهی -علیهم السلام- است، از جمله: حضرت محمد، حضرت عیسی، حضرت موسی، حضرت ابراهیم، حضرت نوح، حضرت زکریا، حضرت یحیی، حضرت داوود، حضرت سلیمان، حضرت صالح، حضرت هود، حضرت شعیب، حضرت لوط، حضرت یعقوب، حضرت یوسف، حضرت إلیاس و حضرت آدم –سلام الله علیهم اجمعین- .

«… فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ …» (آل‌عمران/ ۱۷۹)
«…. پس به خدا و رسولان او ایمان بیاورید! و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برای شماست… .»

5. ایمان به همه‌ی کتب الهی

ایمان به کتب الهی یعنی ایمان به: «زبور» حضرت داوود -علیه‌السلام- ، «صُحُف» حضرت ابراهیم -علیه‌السلام- ، «تورات» حضرت موسی -علیه‌السلام- ، «انجیل» حضرت عیسی -علیه‌السلام- و کتاب «قرآن» نازل شده از طرف خداوند به حضرت محمد -صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم- که همه‌ی این‌ها کتب الهی هستند.

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِیَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ…» (نساء / ۱۳۶)
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ایمان (واقعی) به خدا و پیامبرش ‍ و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که قبلا فرستاده است بیاورید…»

6. ایمان به آیت‌های الهی

در طول سالیان، اندیشمندان مسلمان و ادیان دیگر بر روی شش مُتَعَلَّقِ ایمان، پژوهش‌هایی هر چند اندک انجام داده‌اند اما آنچه از آن غفلت شده یا حداقل کمتر به آن پرداخته شده است، متعلق هفتم یا آیات الهی است؛ باید به این نکته توجه کرد که ایمان به «آیات الهی» مقوله‌ای جدا از ایمان به «آیه‌های قرآن» است چرا که ایمان به آیه‌های قرآن در متعلق ایمان به کتاب ذکر شده است.

واژه‌ی «آیه» قدمتی بالغ بر چهارهزار سال دارد. ریشه‌ی آن به زبان آرامی می‌رسد و به معنی «اشاره» است؛ یعنی هر چیزی به حقیقتی اشاره دارد.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

«إنّ فِی السَّماواتِ وَ الأَرضِ لَأَیاتٍ لِلمُؤمِنینَ» (جاثیه / ۳)

«بی‌شک در آسمان‌ها و زمین نشانه‌های (فراوانی) برای مؤمنان وجود دارد.»

و همینطور:

«و الَّذینَ هُم بِآیَاتِ رَبِّهِم یُؤمِنُونَ» (مؤمنون / ۵۸)

«و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند.»

در یک جمله آیت را می‌توان این‌گونه تعریف کرد:

«آیت، علامت حبس شده در شی‌ء است.»

7. ایمان به آخرت

ایمان به آخرت شامل ایمان به: عاقبت – که شامل جزا: ثواب و عقاب، جنت و جهنم، عذاب و بئس المصیر و زقّوم-  محشر، معاد، قیامت، برزخ، موت و ساعت است.
قطعاً در نظام اعتقادى موحّدان، معاد جایگاه ویژه‌ای دارد. از این رو به عنوان یکى از متعلّقات ایمان ذکر شده است. در قرآن، پس از توحید حدود یک سوم آیات قرآن به آن اختصاص دارد و همینطور معاد که در شمار سه اصل محوری اعتقادات دینى ما قرار دارد؛ یعنى اعتقاد به توحید و شناخت اوصاف خداوند، سپس تصدیق نبوّت عامّه و خاصّه و در نهایت اعتقاد به معاد داریم.

از جمله آیاتى که در آن آخرت به عنوان متعلّق ایمان ذکر شده است:

«…. وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَهِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ»(انعام / ۹۲)
«…. و کسانى که به آخرت ایمان مى‏آورند به آن [قرآن نیز] ایمان می‌‏آورند و آنان بر نمازهاى خود مراقبت می‌کنند.»

از طريق
مرکز اشاعه ایمان
منبع
جلسات كلبه كرامت
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

نظرتان را بدون نیاز به تایید مدیر بنویسید...

همچنین ببینید

بستن
بستن