بین المللسیاسیسیاسیسیاسی بین المللمقالات

دکترین امنیت ملی

بسمه تعالی

مسئله امنیت در طول تاریخ همواره مورد تاکید حکام بوده و در تاریخ معاصر نیز دولتها بر امنیت در معنای لغوی و عملی تاکید داشته و دارند. از ابتدای پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، کشورها همواره در معرض تهدیدهای کوچک و بزرگ بوده است و این تهدیدها بعضا امنیت کشور را به مخاطره انداخته اند. متاسفانه بدلیل فقدان برنامه راهبردی و جامع پایه در زمینه امنیت، این مقوله در تمامی وجوهات خود با روی کار آمدن دولتها ضمن تغییرات کلی و جزیی، به صورت سلیقه ای اعمال شده و از هیچ قانون ثابتی پیروی نمی کند. تنها نکته مشترک بین دولتها اهداف سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران در سطح بین الملل است که در ۹  ماده زیر تبیین شده است:

۱ – حفظ کیان کشور، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی

۲- دفع تهدیدات متوجه امنیت و حاکمیت ملی

۳- ایجاد شرایط ثبات در محیط امنیت خارجی مبتنی بر تنش زدایی و مدیریت بحران در سیاست خارجی

۴- جلوگیری از فعال شدن تهدیدات بالقوه و پدید آمدن تهدیدات جدید

۵- ایجاد راهکارهای مناسب برای تبدیل تهدیدات به فرصت ها

۶- ایجاد شرایط مناسب برای مقابله منطقی با تهدیدات بالفعل (دفاع فعال)

۷- اتحاد دیپلماسی فعال در قالب دیپلماسی دفاعی برای پایان بخشیدن به انزوای بین المللی کشور به همراه حضور در ترتیبات امنیتی بین المللی در قالب امنیت دسته جمعی

۸- ایجاد شرایط همگرایی در سطح منطقه ای و بین المللی و یافتن متحدینی که در شرایط ضروری از توان همکاری با کشور برخوردار باشند

۹- فراهم آوردن زمینه ادغام مجدد ایران در سطح بین الملل

با توجه به عملکرد دولتها در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، به روشنی می توان عنوان نمود که فقط مواد ۱ و ۶ در فاز کاربردی قرار گرفتند و در باقی اهداف به دلیل فقدان برنامه جامع راهبردی، سلیقه ای و ضعیف عمل شده است.

قدرت به چهار گزاره اصلی « ضعف، قوت، احتیاج و اراده » و امنیت ملی به چهار مولفه « تهدید، آسیب، فشار و فرصت » تقسیم می شود. که این چهار مولفه امنیت ملی در چهارچوب چهار مکتب امنیتی تعریف می شود:

۱- مکتب آسیب محور: تلاش برای تقویت نقاط آسیب پذیر و نه از بین بردن تهدید. به عبارت دیگر تهدید دائمی و ثابت فرض شده و تلاش بر دگرگونی درونی و کاهش ضریب آسیب پذیری می باشد.

۲- مکتب تهدید محور: در این مکتب آسیب از درون امکان کاهش ندارد لذا باید تهدیدات را از بیرون خنثی نمود

۳- مکتب فرصت محور: در این مکتب ابتدا تهدید را برآورد نموده و سپس با استفاده از نفوذ و با شناسایی مخالفان تابع کشور تهدید کننده، این تهدید به فرصت تبدیل می شود.

۴- مکتب موقعیت محور: در این مکتب که مکتبی درون گراست، ابتدا از طریق تبیین تهدید و مصادره و هضم آن در اصالت سبب رقم می خورد.

با مطالعه عملکرد دشمنان در خصوص ایران در می یابیم که دشمنان همواره برای مقابله با اراده اقتدار ایران از مکتبهای دوم و سوم یعنی مکتب تهدید محور و مکتب فرصت محور استفاده نموده اند و با تجهیز و تطمیع و جذب معاندین (سلطنت طلبان، منافقین، کمونیست ها، ملی مذهبی ها) و مخالفین داخلی (اصلاح طلبان و لیبرالها) تلاش کردند که تهدیدی را که به زعم خودشان از جانب ایران وارد می شد را خنثی کنند. همچنین با مهره چینی داخلی و اتصال آنان به مهره های خارجی سعی در اثر گذاری در سیاست های خرد کشور دارند. از این روست که ایران همواره توسط دشمنان و عوامل آنان تهدید شده و بعضا شاهد عملیاتهای تروریستی و اغتشاش در کشور بودیم که ریشه در این دو مکتب دفاعی غرب دارد.

کشورهای غربی با دستاویز کردن شعار تهدید از جانب ایران برای حفظ امنیت خویش به منطقه در مقطعی لشکر کشی نمودند و در مقطعی تلاش نمودند که با انجام مذاکرات با پنبه سر ایران را ببرند. که در آینده ای نه چندان دور شنونده زمزمه هایی از این دست خواهیم بود. لذا در اقدامی متقابل ما نیز باید با تدوین برنامه ای جامع و پایه زمینه امنیت ملی را پی ریزی کنیم بطوری که با تغییر دولتمردان و سیاستمداران و امرا و سرداران کشور، این برنامه تغییر نکند و به بیان دیگر پایه های امنیت ملی در کشور ثابت باشد و بسته به شرایطی که در موقعیت های مختلف بوجود می آید، توسط اجماع دستگاههای امنیتی کشور، بدون دست بردن در مبانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، موادی به این برنامه اضافه شود.

با توجه به اینکه کشور ما در محیطی بی ثبات و بحرانی در منطقه قرار دارد، کشور ما همواره در معرض تهدید های گوناگون بوده و هست.

تهدیداتی که کشور را به چالش کشیده اند را می توان در موارد زیر عنوان نمود:

۱- تهدیدات ناشی از محیط داخلی

۲- تهدیدات ناشی از عملکرد بازیگران بین المللی

۳- تهدیدات ناشی از روندهای بین المللی

۴- تهدیدات پیش بینی نشده

۵- تهدیدات غیر سازمان یافته داخلی ( منافقین و مخالفین )

۶- تهدیدات اطلاعاتی – سایبری

برای پیشگیری و مقاوم سازی کشور در حوزه امنیت ملی لازم است که تک تک این تهدیدات برطرف شده و در برابر آنها دکترین مدونی داشته باشیم. در زمینه تهدیدات داخلی که شامل تهدیدات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی و امنیتی می باشد می توان از دکترین مقاومت استفاده نمود بدین ترتیب که تمامی اجزای نام برده را در برابر هرگونه تهدید مقاوم کرده تا بتوان در زیر سایه این مقاوم سازی تهدیدات بالقوه و بالفعل دشمن را خنثی نمود. در این زمینه به تحقیق می توان گفت که تنها در زمینه نظامی مقاوم سازی انجام پذیرفته است و در زمینه سیاسی هم این مهم در نیمه راه است. لذا در بقیه زمینه ها نیز باید این مقاوم سازی انجام پذیرد تا علاوه بر تهدیدات داخلی، در برابر تهدیدات ناشی از عملکرد بازیگران بین المللی و تهدیدات ناشی از روندهای بین المللی هم دژی مستحکم ساخته باشیم. در خصوص تهدیدات پیش بینی نشده می توان با شناخت و بررسی و چگونگی تهدید راههای مقابله با آن را ابداع نمود.

یکی از عمده ترین تهدیدهایی که از ابتدای انقلاب تا کنون همواره در بین دشمنان ایران مطرح بوده و همیشه روی این مسئله سرمایه گذاری شده است تهدید از نوع غیر سازمان یافته داخلی می باشد. این نوع از تهدید با بازیگرانی همچون اعضا و هواداران گروهک تروریستی منافقین (سازمان مجاهدین خلق)، سلطنت طلبان و اپوزیسیون های نوظهور از قبیل ری استارت، فداییان ایران (گروه سعید شمیرانی) و فتنه گرانی که مورد حمایت برخی مدیران اصلاح طلب و لیبرال در داخل و خارج از کشور هستند (جنبش سبز) انجام می پذیرد که عمده تحرکات آنان در فضای سایبری می باشد و از کوچکترین فرصتها در جامعه برای تبدیل تهدید به دشمنی استفاده می نمایند. یکی از راههای دفاع در برابر اپوزیسیون برانداز که دولت آمریکا از آنان در چهارچوب مکتب فرصت محور استفاده می کند، تولید اپوزیسیون و جایگزینی نرم در این چهارچوب به جهت تحقق دکترین اعصاب (اگر اپوزیسیون برانداز را یک انسان فرض کنیم، ضمن قطع ارتباط کلیه اعضای بدن با مغز، سیستم عصبی این انسان باید به دست ما مدیریت شود تا بتوان از تک تک اعضای این بدن به نفع امنیت ملی بهره برد). ضمن اینکه از برنامه های دشمن در خصوص تحرکات آشوب طلبانه و اغتشاش محور آگاهی کامل خواهیم داشت. در خصوص تهدیدات اطلاعاتی – سایبری نیز مطلب ستاد جنگ نرم پیشتر در این تارنما منتشر شده است.

دشمن سالهاست که به دنبال این است که با تهاجم به هژمونی دست یافته و از طریق تهدید بالقوه سعی در به زانو در آوردن ایران دارد. از آنجایی که تهدیدات با شکست مواجه شده است لذا با عملیاتی نمودن نظریه رئالیسم تهاجمی که در آن دستگاه فکری خود را بر اساس آموزه ها و فرضیه های واقع گرایانه بنیان نهاده است ؛ با ایجاد واقعیت برجام و القاء باور به بهبود وضع معیشتی مردم از طریق برجام و با تاسی به این نکته که هرج و مرج باعث به حداکثر رسانیدن قدرت نسبی و یا نفوذ می شود، با دست آویز قرار دادن گزاره بهبود معیشت مردم با برجام و عدم این اتفاق با ایجاد اغتشاش در سطح کشور توسط عوامل خود، امکان نفوذ عملیاتی در سطح جامعه را افزایش داد. باید اذعان نمود که ما در نفوذ در سطح جامعه و دستگاههای تصمیم گیری و اجرایی دشمن که می توان گفت از اصول مبانی امنیت ملی می باشد، هیچ حرکتی انجام ندادیم. اگر در مکتب تهدید محور چهارچوب شناسایی تهدید و نابودی آن در نطفه در دستور کار قرار گیرد و همچنین برنامه راهبردی در مکتب فرصت محور تدوین و اجرا شود می توان گفت که امنیت ملی کشور را تضمین کرده ایم.

اگرچه تبدیل تهدید به فرصت در حیطه تخصصی ماست. اما برای این تخصص نیازمند تهدید هستیم. در حالیکه اگر ذهن تهدید ساز دشمن را در دست بگیریم ضریب دستیابی به فرصت بدون تهدید افزایش خواهد داشت. از طرفی می توان با تحریکی هدفمند دشمن را وادار به تهدید مطلوب نمود تا بتوان در حوزه امنیت ملی این تهدید مطلوب را به فرصت ایده آل تبدیل نمود.

برنامه جامع راهبردی پایه در امنیت ملی مشتمل بر گزاره های زیر خواهد بود:

۱- حفظ کیان کشور، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی

۲- مقاوم سازی اقتصاد از طریق افزایش حداکثری تولید ملی و کاهش حداقلی واردات و حذف دلار آمریکا از معاملات و ارزهای رایج در کشور

۳- مقابله با تهدیدها در چهارچوب مکتب های تهدید محور و فرصت محور

۴- اپوزیسیون سازی و جایگزینی نرم با اپوزیسیون برانداز و ایجاد ارتباط توسط اپوزیسیون خود ساخته با محافل آمریکایی-صهیونیستی که خواهان نابودی جمهوری اسلامی ایران هستند به جهت خنثی سازی توطئه ها

۵- نفوذ در شریانهای مهم اقتصادی – سیاسی – قانونگذاری دشمن به جهت تاثیر گذاری در تصمیمات گرفته شده در سطوح داخلی و بین المللی

۶- تشکیل ستاد جنگ نرم به جهت تبیین تهدیدهای نرم در حوزه های فرهنگی – جامعه – اقتصاد – سیاسی و مقابله با این تهدیدها در فضای سایبر و مدیا

۷- حضور هسته های عملیاتی – تبلیغاتی در حوزه های مختلف در سرتاسر جهان

۸- تبدیل کشورهای اروپایی به دیوار دفاعی در برابر آمریکا و مخبر در برابر اسرائیل (مشکل است اما دور از دسترس نیست)

۹- آسیب رسانی به کشورهای دشمن در منطقه از طریق قطع شریانهای حیاتی در حوزه اقتصادی

امید است که بتوان با در نطفه خفه کردن تهدیدها و توطئه های دشمنان و مقاوم سازی اقتصاد ملی، امنیت ملی را به ۱۰۰٪ رساند و زمینه را برای ظهور یوسف زهرا (س) فراهم نمود.

 

و من الله التوفیق

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

نظرتان را بدون نیاز به تایید مدیر بنویسید...

همچنین ببینید

بستن
بستن