سیاسیمقالات

ایران و کنتایمنتیزاسیون نفتی

صادرات نفت ایران

ایران و کنتایمنتیزاسیون نفتی، با توجه به اینکه از روزهای آینده مناقشه نفتی جدیدی علیه صادرات نفت ایران توسط امریکا صورت خواهد گرفت لازم است نکاتی در این باب بیان شود.

تقابل با ایران

ابتدا باید دانست که این اولین مناقشه نفتی ایران با ابرقدرتها نیست و این تقابل ریشه ی تاریخی دارد، همانطور که در زمان حکومت محمدرضا پهلوی طی سالهای 29 تا 32 اولین تقابل جدی بین دولت ایران با ابرقدرت آن زمان یعنی بریتانیا صورت گرفت و در مقطعی نیز پیروزی با ایران بود لکن در نهایت مصدق سرنگون و قرارداد کنسرسیوم نفتی بزرگی به نفع انگلیسیها منعقد گردید که اساسا بخش مهمی از دستاوردهای مصدق و همفکرانش را بر باد داد، این مناقشه البته در سالهای پس از پیروزی انقلاب سلامی و بخصوص در جریان درگیری نظامی بین امریکا و ایران در سالهای 66 و 67 که به جنگ نفتکشها معروف شد تکرار شد و ایران ان زمان هم تهدید به قطع صادرات نفت کرد و در پی ان امریکا به چندیدن سکوی نفتی ازجمله سلمان، بشارت و نصر کرد و کشتی ایران اجر را که یک کشتی صرفا تجاری بود هدف قرارداد تا قدرت دریایی خودرا به رخ ایرانیان بکشد و ثابت کند که درصورت درگیری نظامی حتی ثبات قیمت جهانی نفت را هم به نفع پیروزی خود گردن خواهد زد. اما مناقشه سوم نفتی طی سالهای 89 و 90 ایجاد شد زمانیه دولت امریکا با تمام توان اقدام به تصویب قطعنامه های تحریمی ضد ایران در سازمان ملل و شورای امنیت کرد و دنیا را بوسیله تحریمهای ثانویه مجاب به همکاری نمود که شدیدترین ان ها قطعنامه 1929 بود که دقیقا در سالگرد فتنه سبز در 19 خرداد 1389 و براساس طرح پیشنهادی سرویس تحقیقاتی کنگره امریکا درقالب عنوانی green movement formation and activities علیه برنامه هسته ای ایران البته در ظاهر، اما در باطن دقیقا به هدف کمک به نیروهای سبز در داخل که در وجه عملیاتی منجر به تحریم شدید نفتی ایران شد تبلور یافت بطوری که صادرات ایران به زیر یک میلیون بشکه در روز رسید.

سوابق مناقشه

بطور متوسط در تمام دولتهای امریکا در طول چهل سال گذشته حداقل یک مناقشه جدی نفتی علیه ایران رخ داده است برای متال در زمان کلینتون دموکرات هم وی اقدام به صدور یک فرمان اجرایی با عنوان داماتو کرد که طی ان سرمایه گذاری در بخشهای نفتی و گازی ایران در مبالغ بیش از 20 میلیون دلار موجب تحریم از طرف امریکا خواهد شد و شاید این اقدام جدی ترین تهدید برای صنعت نفت ایران تا ان زمان بشمار می امد. حال مدتیست دولت جمهوری خواه امریکا برای پنجمین بار سعی در تحدید صادرات نفت ایران دارد و این از روزهای اول انتخاب ترامپ قابل پیشبینی بود، لکن این استراتژی امریکا از همان ماههای ابتدایی پیروزی ترامپ قابل پیشبینی بود اما باید نکته ی مهمی را درنظر داشت و آن اینکه اقدامات اوباما در فشار برایران و نتیجه گیری از ان که در نهایت منجر به کشاندن ایران به پای میز مذاکره و تصویب برجام شد بستر و زمینه ی لازم را برای اقدامات تکمیلی دولت پیروز بعدی در امریکا فارغ از هر جناح و جریانی ایجاد کرده بود، به تعبیر اوباما در روزهای پس از تصویب برجام، هر دولتی که پس از او در امریکا سرکار بیایید برجام به او این توانایی را خواهد داد که شدیدترین اقدامات علیه ایران را به اجرا در اورد حتی دست دولت بعدی برای حمله نظامی به ایران هم بازتر خواهد بود. مع الوصف ترامپ دقیقا در مسیری قدم نهاده که اوباما برای سالها زیرساختهای ان را فراهم کرده بود و انچه که هنوز سیاستمداران جمهوری اسلامی بخوبی متوجه ان نشدند ان است که گمان میکنند روند سیاست خارجی در ایالات متحده با تغییر دولتها دستخوش تغییر خواهد شد و این همان اشتباه استراتژیکی بود که طی هفت سال گذشته بهترین فرصتها را از ایران گرفت و بدست امریکا داد تا اقدامات خصمانه اش را علیه ملت ایران به اجرا دراورد، اساسا سیاست خارجی در امریکا continual است و فقط در پاره ای از موارد در متدولوژی و سازوکار اجرایی متفاوت است لکن در غایت هیچگونه تعارض جدی و بنیادین بین هیچ جریان و حزب مهم داخلی امریکا علیه ایران وجود ندارد.

دولت ترامپ نیز براساس میراثی که از دوران اوباما دریافت کرده بود تنها یکسال پس از روی کار امدن در اولین اقدام جدی اش اقدام به تصویب کاتسا و ایسا علیه ایران نمود. همچنین تلاش نمود با تصویب S722 علیه برنامه موشکی سپاه تحریمهایی وضع کند، اما برخلاف انتظارها واکنش جدی ای علیه این اقدام ترامپ از سوی دولت و مجلس شکل نگرفت و همین امر باعث شد تا تنها هفت ماه پس از این اقدام، بصورت یکجانبه از برجام هم خارج شود تا عملا دست خود را برای انجام هرگونه اقدام علیه ایران بیش از پیش باز نگه دارد، با این حال هیچگونه اقدام درخور ازسوی جمهوری اسلامی و بخصوص دولت و مجلس و شورای نظارت بر برجام صورت نگرفت و این باعث شد تا ترامپ و هم قطارانش در کاخ سفید مطمین شوند که ایران توان یا عزم جزمی برای اقدام متقابل ندارد از این رو یکی پس از دیگری مشتهای سیاسی و اقتصادی خود را روانه ی دولت و ملت ایران نمود تا به زعم خود اخرین نفسهای ایران راهم بگیرد و در همین راستا در اقدامی بی سابقه بصورت یکجانبه سپاه قدس، یکی از شاخه های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست نیروهای نظامی تروریست قرار داد تا تمام توان سیاسی امنیتی و اقتصادی خود را علیه داشته های یک ملت بکار گیرد، اما چرا ترامپ به مانند راننده ای که جاده ای هموار و بی عارضه را در پیش روی میبیند سکان سیاست خارجی امریکا را راهبری میکند و دیوانه وار در مسیری که ما برایش فراهم کرده ایم جولان میدهد? پاسخ روشن است، واشینگتن براساس دینامیک رفتار کشورهای موسوم به دشمن یا حریف و یا رقیب اقدام میکند. سکان داران سیاست امریکا بخوبی دریافتند که با هر دولت مناسب با روحیه و حالات روانی ان برخورد کنند، انها علاوه براینکه استراتژیست هستند روانشناسان خوبی هم میباشند.

رفتار دولت جمهوری اسلامی آنان را به این باور رساند که هرگونه اقدامشان علیه برجام یا منافع ملی ایرانیان:
اولا در داخل ایران با پاسخ محکم و قاطع کلامی ازسوی همتایانشان روبرو نخواهد شد.
ثانیا درصورت صدور بیانیه از سوی ایران عزم عملیاتی برای اجرای ان وجود نخواهد داشت.
ثالثا دولت ریویزیونیستهای مستقر در تهران برای حفظ برجام که انرا مهمترین دستاورد خود و به زعمشان مهمترین دستاورد سیاست خارجی پس از انقلاب میداند، اقدام به خروج از ان نخواهد کرد.
رابعا این دولت برای بهبود وضع اقتصادی توان یا تلاش جدی ای صورت نخواهد داد.
خامسا تشدید تحریمها ضریب احتمال تغییر رفتار دولت جمهوری اسلامی را بالاتر خواهد برد.
سادسا دولت مستقر به منظور بزک کردن برجام حاضر به پرداخت امتیاز بیشتر نیز خواهد شد.

با توجه به پالسهایی که دولتمردان جمهوری اسلامی در قالب شش الگوی رفتاری فوق برای واشینگتن در طول شش سال گذشته صادر کردند جمهوری خواهان و حتی دموکراتهای کاخ سفید و کنگره را به این یقین رساندند که درصورت تشدید تحریم نفتی نیز دولت ایران اقدام عملی جدی ای صورت نخواهد داد و چه بسا مجددا میز مذاکره را تنها راه فرار از وضعیت موجود بپندارد ازاین رو طرح جلوگیری از تمدید معافیتهای نفتی خریداران نفتی برای اولین بار در سال 2018 کلید خورد که البته با عقبنشینی کاخ سفید روبرو شد چراکه قیمت نفت روبه فزونی نهاد و ازسوی دیگر کشورهای خریدار نفت ایران بخصوص ترکیه و چین با این اقدام مخالفت کردند پس امریکا میبایست در صحنه بین الملل شرایطی را ایجاد میکرد تا زمینه ی جایگزین کردن نفت ایران حتی برای رقبایش مانند چین نیز قابل قبول باشد. کاخ سفید همزمان با فشار بر ایران در کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت بخصوص ونزوئلا و لیبی شرایطی را ایجاد کرد تا دولتهای مخالف سرنگون و عناصر موافق با سیاستهای امریکا در مسند قدرت قرار گیرند تا بدین ترتیب سیاستهای نفتی این دو کشور بزرگ نفتی در راستای منویات کاخ سفید قرار گیرد و بخشی از کمبود نفت ناشی از تحریم نفتی ایران جبران شود، همزمان دو کشور امارات و عربستان نیز برای به حداقل رساندن اثرپذیری بازار انرژی جهان ناشی از حذف تولید ایران، وارد این پازل میشوند و تعهد تامین این خلا را به امریکا میدهند. در واقع امریکا در طول یکسال گذشته سعی کرد تا با اقدامات سیاسی مختلف زمینه لازم را برای جایگزین کردن نفت ایران در صحنه بین الملل از یک رویا به واقعیت نزدیک کند لکن برخلاف انچه که انتظار دارد همچنان موانع جدی ای برسر این راه وجود دارد.

شاید اولین و مهمترین مشکل ایالات متحده مجاب نمودن کشورهای بزرگ واردکننده نفت از ایران مانند چین و ترکیه باشد. دولت ترکیه از ابتدای تحریمهای جمهوری خواهان با ابراز تاسف، مخالفت و عدم همراهیش را با امریکا دراین باره اعلان و در عمل نیز بر استراتژی حسن همجواری و روابط دوستانه اش با ایران تاکید کرد و تقریبا در بسیاری از موارد در کنار ایران قرار گرفت اکنون در تحریم احتمالی نفت ایران از سوی واشینگتن هم با صراحت اعلام کرد که از وضع چنین تحریمی حمایت نخواهد کرد، البته این یک دلیل بسیار مهم و نشانه ی محکمی برای ترکهاست و ان اینکه انان بخوبی میدانند پس از تحریم نفتی، امریکا احتمالا به دنبال تحریم پتروشیمی و گاز ایران خواهد رفت و درصورتی که ترکیه اکنون در کنار ایران قرار نگیرد در اینده ای نچندان دور میبایست زمستانهای بسیار سختی را برای مردمش به ارمغان اورد. ترکیه در سالهای 89 و 90 هم با تحریمهای اوباما علیه ایران همراهی نکرده بود.

اما چین، به عنوان بزرگترین واردکننده نفت ایران چیزی قریب به هفتصدهزار بشکه در روز، حتما به عنوان سرسخت ترین مانع برسر اقدام امریکا علیه ایران خواهد بود. درصورت تبعیت پکن از تحریمهای واشینگتن این کشور ملزم خواهد بود تا نیاز خودرا از طریق کشورهایی چون عربستان و امارات به عنوان نزدیکترین منابع تولید نفت به خود تامین نماید از انجایی که این دو کشور و اساسا اغلب کشورهای عربی متاثر از سیاستهای امریکا هستند و بخصوص ریاض و دوحه که مجریان بی چون و چرای واشینگتن در تولید نفت اند چین نیز برای تامین انرژی خود به ناچار زیر بلیط امریکا قرار خواهد گرفت و این برای کشوری که چندسالیست در ردیف اول کشورهای اماج در جنگ تجاری و اقتصادی امریکاست بشدت مخاطره افرین و فلج کننده خواهد بود لکن حتی اگر چین بخاطر فشارهای امریکا مجبور به کاهش واردات از ایران شود لکن هرگز انرا قطع نخواهد کرد ایران و کنتایمنتیزاسیون نفتی_ قسمت پنجم … چراکه اقتصاد چین نیازمند تامین انرژی از کشوری با ثبات سیاسی و امنیتی و بدون تاثیرپذیری از کشوری ثالث است که باتوجه به حجم مبادلات تجاری بین دوکشور و موقعیت ژئوپولوتیکی، ایران همچنان بهترین گزینه خواهد ماند.

سایر خریداران نفت ایران مانند کره جنوبی و ژاپن و هند نیز با اقدام امریکا مخالفتهایی نشان خواهند داد اما تجربه نشان داده که درصورت افزایش فشارها این کشورها تاب آوری قابل توجهی در برابر امریکا نخواهند داشت مع الوصف حتی درصورت تحریم نفت ایران بعید بنظر میرسد که صادرات نفت بیش از پنجاه تا شصت درصد کاهش پیدا کند و به زیر هشتصد هزار بشکه در روز برسد اما جای بسی تعحب است که با توجه به کنتایمنتیزاسیون امریکا علیه ایران در قالب پنج اقدام اساسی علیه منافع و امنیت ملی ایران بازهم باید شاهد حمایت عده ای از مسولین از برجام باشیم، برجامی که تا امروز یکی از مهمترین طرفهای قراردادش بکلی از ان خارج شده و طرفهای دیگر نیز هرگز به تعهدات حداقلیشان عمل نکردند و مجددا در پی اعمال استراتژی پلیس خوب پلیس بد میباشند و صحبت از مذاکره جدید درباره عقب نشینی ایران از دستاوردهای موشکی و تحدید نفوذ منطقه ای سپاه به میان می اورند. در چنین شرایطی علاوه بر آنکه لازم است تا مجلس در اقدامی برابر نیروهای نظامی امریکا در منطقه را تروریست اعلام کند میبایست بمنظور حفظ توازن، ایران خروج خود از برجام را اعلان و فعالیتهای هسته ایش را با سرعت بیشتری حتی فراتر از سالهای دهه هشتاد پیش ببرد، قطعا مهمترین نگرانی اسراییل، امریکا و عربستان از شروع مجدد فعالیتهای هسته ای در ایران وصف ناپذیر خواهد بود و این اقدام نشانه های جدی و مهمی برای طرفهای متخاصم خواهد داشت بطوری که احتمالا هنوز برخی از سیاسیون در داخل ایران هم از عمق ان بی خبر باشند.

همچنین بایستی مؤلفه های قدرت ایران بررسی شود و یکی پس از دیگری به پایین طراز ممکن و در سطح آسیب پذیری کامل برسند. انچه که از پیش از برجام نیز مشخص بود کاهش قدرت اقتصادی و تجاری ایران بخصوص در بخش نفت و گازو پتروشیمی و سپس تضعیف مولفه قدرت نظامی ایران توسط غرب بود، حال ترامپ فقط با شیوه ی متفاوتی در پی رسیدن به همان اهداف پیشینیانشن است و تاکنون در این مسیر مانع جدی ای برسر راه خود حداقل از سوی مقامات ایرانی حس نکرده است.
مقامات جمهوری اسلامی هرگز نباید شرایطی ایجاد کنند تا ایران برای امریکا به لقمه ای راحت البع بدل شود و دراین مسیر موثرترین اقدامات، دوری هرچه بیشتر کشور از ورود به توافقات بین المللی است که دست دشمن را برای اقدامات بیشتر علیه کشور بازتر خواهد، فت اف، پالرمو و بخصوص سی اف تی سه سندی از این دست میباشند.
یکی دیگر از گزینه های پیش رو فشار ایران بر عراق بمنظور ایجاد تغییر یا کاهش تولید نفت است که اهرم مهمی در دست دولت ایران بشمار می آید.
استفاده ایران از شبه نظامیانش در منطقه بخصوص حوثی ها برای ایجاد ناامنی و فشار بر تنگه باب المند هم یک گزینه مهم برای بی اثر کردن تحریمهای امریکا خواهد بود.

رویارویی ایران با امریکا در خلیج فارس و تنگه هرمز درصورت به صفر رسیدن صادرات نفت از ایران هم میتواند به عنوان یک گزینه دیگر مطرح باشد و قطعا ایران دراین زمینه دست برتر را خواهد داشت همانگونه که در جنگ نفتکشها نشان داد با کمترین امکانات هم توان رویارویی با قدرت متخاصمی چون امریکارا دارد امروز و با توجه به تجهیزات بسیار پیشرفته تر نظامی اش احتمال شکست در نبرد احتمالی را به حداقل ممکن رسانده لکن پیش از هرگونه اقدام نظامی بهتر است از تمام ظرفیتهای سیاسی موجود کشور بمنظور تامین منافع مردم بهره برد هرچند که یک واقعیت استراتژیک در تمام مناسبت بین المللی حاکم است و ان اینکه در مواجهه با دشمن قوی ترین ضربه را به ضعیفترین موضع ان وارد کن. امروز اقتصاد ایران و البته بزرگترین ضعف نهفته در ان یعنی اقتصاد نفت محور بهترین فرصت را بدست امریکا برای تحت فشار قراردادن ایران داده است سالهاست ایران درگیر اقتصاد وابسته ی نفتیست و شاید این اتفاق حکمت خداوند متعال برای برون رفت از وضعیت فعلی باشد.

علیرضا شادی. استراتژیست دفاع ملی

برچسب ها

علیرضا شادی

دانش آموخته رشته مطالعات علوم استراتژیک دفاع ملی نویسنده پژوهشگر و مولف چندین کتاب و مقاله در حوزه های سیاسی اقتصادی امنیتی و اجتماعی ****** با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری مطلب از مقالات این سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن